
امروز صبح رفتم سر وقتشون دیدم اونی که توی انباری بوده زنده و سرحاله اما اونی که توی فریز بوده مرده در اصل دق کرده بود چون تمام بدنش سالم بود...
تا حالا همه شنیدیم که میگن آدم فقط یکبار زندگی میکنه؛ خیلی هم شنیدیم، اصلا اینقدر شنیدیم که برای ما کلیشه شده، خیلی از جمله های با ارزش هست که برای ما کلیشه شده.
خیلی اوقات پیش اومده تو زندگی همه ما که به خاطر یه سری مصلحت ها از یه کارهایی سرباز زدیم؛ مثلا من یه دوست داشتم که از پیش دانشگاهی باهم بودیم، خیلی از کارهایی که دلش میخواست رو گذاشت کنار مثلا دانشگاه نرفت چون میگفت پدرم پولش رو نمیده، سرکار نرفته چون میگه کار برای دیپلم ها کار خدماتی هست و... کلا زندگی رو گذاشته زمین.
من خودم هیچ وقت دوست نداشتم زندگیم رو کلیشه و تکرار کنم وخودم رو توی یک زنجیره حبس کنم اما متاسفانه دارم به اون سمت میرم
آدم باید سعی کنه همیشه مواظب رویاهاش باشه
از چیزی خجالت نکشه
و به خاطر حرف مردم زندگیش رو شکل نده :)
کسی رویاهاش رو فراموش کنه خودشو فراموش کرده
برچسب:
نویسنده: پرنیا حیدریان